|
|
|
|
|
عبق که میشه عقب آله اوسکه که میشه خاله سوسکه الام که میشه سلام ان دایی - ان عمو که میشه زن دایی - زن عمو ....... البته حالا خیلی درستتر کلمات رو ادا میکنه. کلمات قلمبه سلمبه هم زیاد به کار میبره .مثل خارق العاده- چه جالب- فوق العاده است ومتاسفانه در مواقع عصبانیت عوضی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 8:43 توسط میتل
|
|
||
|
|
|
|
|
نقاشیهای پارسا واقعا قشنگه(البته به نظرمن).چرا آدما درختا خونه ها وهمه چی رو اینقدر دراز میکشه نمیدونم.؟!آروم خوابیده .اینقدر آروم که انگاری مظلوم تر از این کوچولوی شیطون وجود نداره |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 8:3 توسط میتل
|
|
||
|
|
|
|
|
صبحه وپارسا معصومانه خوابیده.بعضی وقتا صداش تو خواب مییاد.که میخنده یا اسم منو وباباشو صدا میکنه. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 7:46 توسط میتل
|
|
||
|
|
|
|
|
بالاخره اون بابای مهربون منو مجبور کرد که در مورد پسرم بنویسم.پارسا داره داداش سیاه میبینه.۴سال و نیمه که با اومدنش زندگیه ما رو شیرین تر کرده و خوشبختیمون رو کاملتر. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 12:19 توسط میتل
|
|
||