|
|
|
|
|
در انوار زرین خورشید که از میان شاخسار انبوه درختان بر کف جنگل راه یافته،در راه پرپیچ وخم نیلوفر به سوی آسمان باز، درزمزمه ی ماهیگیر پیر،در ناله ی نی چوپان،در رقص مستانه وعاشقانه ی پروانه ی زرین بال ،.......
در نوای هر که مینوازد، در سرای هر که می سراید، درهرچه میبیند ونمیبیند، در هر چه میگوید ونمی گوید، در هر چه میباشد ونمی باشد، همه یک چیز می جوید،یک چیز می یابد،یک چیز می فهمد ....... وآن مهر است ومهربان . عشق است ومعشوق .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 16:59 توسط میتل
|
|
||