|
|
|
|
|
همين الان تو يه سايتي ديدم كه والنتاين روز ۲۵ بهمنه.....دقيقا روزي كه من وموجود دوست داشتني باهم رسما ازدواج كرديم....... از قبل ميخواستم اون شب رو يه جشن مفصل بگيرم ....خوب حالا بهتر شد. ديشب يه كاري كردم كه تا عمر دارم يادم نميره..... اومدم پا كن پارسا رو از رو ميزش بردارم با ناخنم بد جوري زير چشمش رو زخمي كردم.....تا صبح نخوابيدم....خيلي از كار خودم احساس ناراحتي ميكنم....عذاب وجدان گرفتم....درسته كه عمدي نبود ولي در هر حال تا مدتها اين زخم تو صورت پارسا منو عذاب ميده. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 9:26 توسط میتل
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب فكر كنم يه چيزي خورده بود تو سرم.
يك شام مفصل ،چيدن يك ميز مفصل تر،روشن كردن شمع سر ميز،آماده كردن چند نوع سالاد ودسر.......براي خودمو ،پارسا و موجود دوست داشتني. يه مهموني ۳ نفره ي مفصل.خيلي خوش گذشت......... بدم نمي ياد كه بازم تكرار بشه. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 8:46 توسط میتل
|
|
||