|
|
|
|
|
عید امسال هم رسید..... امسال عید میخوام سال تحویل خونه ی خودم باشم ، فكر ميكنم اين براي هر سه ي ما بهتره...... سر يه سفره ي ۷ سين كوچولو با موجود دوست داشتني وپارسا...... ديشب فكر مرگ بد جوري اذيتم ميكرد..... فكر اينكه مبادا فردا صبح از خواب ديگه بيدار نشم...... فكر اينكه چقدر از مرگ ميترسم .......واينكه اگه بميرم تو چجور جايگاهي مردم وتو چه جور جايگاهي قرار ميگيرم....بهشت يا جهنم؟؟؟؟؟؟؟؟ موجود دوست داشتني ميگه كه بهشت وجهنمي وجود نداره..... بهشت وجهنم همين دنياست ...... ديشب كه ديد بد جوري فكر مردنم .... گفت :به اين فكر كن كه بعد از مردن ميري پيش خدا.... گفتم: مطمئني ؟!!! گفت :اينجوري فكر كن.....
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 10:15 توسط میتل
|
|
||
|
|
|
|
|
واقعا ديگه اعصابم از دست اين بلاگفا به هم ريخته..... امروزم بعد از كلي كلنجار رفتن و كنه شدن تونستم بازش كنم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 11:43 توسط میتل
|
|
||