|
|
|
|
|
زندگی ما دوباره به حالت عادی ونرمال خود برگشته.تو مدرسه هم همه چی خیلی بهتر شده. سعی کردم که رفتارم با موجود دوست داشتنی بشه مثل سابق.سعی خودم رو کردم و خدا رو شکر موفقیت آمیز هم بوده. واقعا خوشبختی وبدبختی آدم دست خودشه. پارسای من کم کم داره باسواد میشه.فکر میکنم دوباره پارسا متولد شده.دوباره یه نوزاد کوچولو رو دادن به من تا تروخشکش کنم. پس تا ۷ سالگی بچه ها دو بار به دنیا می یان...... یعنی بازم هست زمانی که دوباره پارسا متولد بشه؟! وای .....نه!خدایا دیگه نه واقعا سخته.سخته که بخوای مسئولیتی رو که برعهده داری خوب ازپسش بربیای. تازگی ها با یه مخترع آشنا شدم.....اعتماد به نفس عجیبی داره.....حالا شایدم کار خاصی نکرده باشه....ولی این اعتماد به نفسش منو کشته. دلم میخواد پارسا هم از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشه.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:53 توسط میتل
|
|
||